أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
423
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
مراد از اين « نقبا » كه در متن آمده ، دوازده نقيبى است كه در دومين بيعت أنصار با رسول اللّه - عليه و على آله آلاف التّحيّة و الثّناء - اختيار كرده شدند و نامهاى ايشان ازين قرارست : « از قوم خزرج : أسعد بن زراره ، و سعد بن الرّبيع ، و عبد اللّه بن رواحه ، و رافع بن مالك بن العجلان ، و براء بن المعرور ، و عبد اللّه بن عمرو بن حرام ، و عبادة بن الصّامت ، و سعد بن عباده ، و منذر بن عمرو . و از قوم أوس : أسيد بن حضير ، و سعد بن خيثمه ، و رفاعة بن عبد المنذر . » ( خلاصهء سيرت رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - ، ص 109 ) . نيز نگر : لغتنامهء دهخدا ، ذيل « نقبا » . ( 324 ) 12 / 7 « مردند » . در دستنوشت آسيب ديده و ناروشن است ؛ به گمان ، چنين ضبط كردم . ( 325 ) 12 / 8 و 9 « . . . نمازى كى سوى بيت المقدس كردهايذ ضايع نگردانذ و ايشان را ثواب و درجات بخشد . . . . » . شايد خوانندهء گرامى بپندارد كه « كردهايد » به قياس « ايشان را . . . » ، « كردهاند » بايد باشد ؛ در پاسخ خواهيم گفت كه نقطة گذارى دستنوشت در اين جايگاه كاملا روشن است ؛ جاى هيچ گمان باقى نمىگذارد كه كاتب « كردهايذ » نوشته . ضمنا « كردهايذ » در اينجا در برگيرندهء آن در گذشتگان هم هست كه با واژهء « ايشان » از آنها ياد شده . ( 326 ) 12 / 9 « بخشاينده » . « بخشودن » : يعنى « عفو كردن ، در گذاشتن » و نيز « رحم كردن » . در زبان فارسى امروز بسيار رخ مىدهد كه « بخشودن » و « بخشيدن » ( كه دو مصدر و داراى ريختهاى صرفى ناهمگوناند ) به جاى هم به كار گرفته شوند . پيشينيان هم « بخشيدن » را به جاى « بخشودن » و - بندرت - « بخشودن » را به جاى « بخشيدن » به كار بردهاند . ( نگر : غلط ننويسيم ، ص 60 و 61 ) . در عبارت متن ما - كه اين يادداشت آويزهء آنست - ، « بخشاينده » به عنوان ترجمهء « رحيم » به كار رفته است . در تاج المصادر ( ج 1 ، ص 279 ) آمده : « الرّحم معا و الرّحمة و الرّحمة و المرحمة و الرّحموت و الرّحموتى : بخشودن ، يقال رحمته . » ( 327 ) 12 / 10 « مر » . در دستنوشت زير « ر » كسرهاى ديده مىشود . ( آيا ممكن است مختصّهء لهجهاى باشد ؟ ) ( 328 ) 12 / 13 « دو شب از ماه ربيع الاوّل . . . » در دستنوشت قسمتى از « شب » - گويا در ترميم - پوشيده شده است و زين رو به درستى قرائت نصّ مكتوب ، يقين نمىتوان كرد . مضمون را سنج با : بحار الأنوار ، ج 19 ، صص 357 تا 374 ( طبق شمارهء صفحات چاپ مأخذ ما ؛ نگر : فهرست مآخذ ) ؛ دلائل النبوّة ، ج 2 ، صص 172 تا 176 . ( 329 ) 12 / 17 « مقدم رسول بمدينة » . « مقدّم » يعنى : آمدن ، چنان كه قاضى خان بدر محمّد دهار نوشته : « المقدم : بازآمدن از سفر - و آمدن به جائى - و پيش فرا شدن . » ( دستور الاخوان ، ج 1 ، ص 601 ) . ( 330 ) 12 / 17 « دوسترين » . « دوسترين » : ريختى است از « دوستترين » ، و از مقولهء ادغام دو صامت همسان پياپى .